
توی ده شلمرودحسنی تک و تنها بودحسنی نگو بلا بگوتنبل تنبلا بگوموی بلند روی سیاهناخن دراز واه واه واهنه فلفلی نه قلقلینه مرغ زرد کاکلیهیچکس باهاش رفیق نبودتنها روی سه پایه نشسته بود تو سایهباباش میگفت : حسنی میای بریم حموم ؟نه نمیام نه نمیامسرتو می خوای اصلاح کنی ؟نه نمی خوام نه نمی خوام کره الاغ کدخدایورتمه می رفت تو کوچه هاالاغه چرا یورتمه میری ؟دارم میرم بار ببرمدیرم شده عجله دارمالاغ خوب و نازنینسر در هوا سم بر زمینیالت بلند و پرمودمت مثال جارویک کمی به من سواری میدی ؟نه که نمیدمچرا نمیدی ؟واسه اینکه من تمیزمپیش همه عزیزم اما تو چی ؟موی بلند روی سیاهناخن دراز واه واه واه ! غاز پرید تو استخرتو اردکی یا غازی ؟من غاز خوش زبانمیای بریم به بازی ؟نه جانمچرا نمیای ؟واسه اینکه منصبح تا غروبمیو...
ادامه مطلب
حسنی بی دندون شدهزار و پریشون شده بی احتیاطی کرده حالا پشیمون شده با دندوناش شکسته بادام سخت و پسته مک زده به آب نباتهی جویده شکلات قندونو خالی کرده وای که چه کاری کرده دونه دونه دندوناشخراب شدن یواش یواش تا خونه همسایه ها می آدصدای گریه هاش...
ادامه مطلب