مامان بابا

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

موضوعات وب

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    

    جاوا اسكریپت

    برچسب ها

     

    در خانه بازی باز هم
    من مادر بابا شدم
    در چادر مادر بزرگ
    مثل خودش زیبا شدم

    خرس خودم را می دهم
    بابا کمی بازی کند
    می خندد او ، تا که مرا
    با خنده اش راضی کند

    آش خیالی می پزم
    با سبزی و ماش و نخود
    بابا که خورد آهسته گفت :
    به به عجب خوشمزه شد !

    دست خودش را او کشید
    آهسته بر موی سرم
    این بار هم گفت او به من
    هستی شبیه مادرم !

    نویسنده : پوریا بازدید : 467 تاريخ : دوشنبه 1 دی 1393 ساعت: 20:58

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها