دست مادر | بلاگ

دست مادر

تعرفه تبلیغات در سایت

موضوعات وب

امکانات وب



جاوا اسكریپت

 

بادهو هو می کند
میزند در را به هم
نیمه شب از خواب ناز
با صدایش می پرم

ناگهان در باز شد
یک نفر پیشم نشست
روی خواب چشم من
او کشید آرام دست

چشم های کوچکم
بسته شد از ترس باد
حس خوبی پرکشید
گونه ام را بوسه داد

گفت : از مادر نترس
باد مهمان در است
دست های کوچکت
توی دست مادر است

...
نویسنده : پوریا بازدید : 545 تاريخ : سه شنبه 5 آذر 1392 ساعت: 20:19

آرشیو مطالب

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :